جور استاد!
درود
عرض شود که داشتیم خاطرات این چند ماهه را در دنیای مجازی مرور می فرمودیم که به یکی دو کامنت جالب انگیزناک برخوردیم. یکیش قطعه ایست که در جواب حضرت زورو (عباسعلی ذوالفقاری) با عنوان"علم بهتر است یا ثروت؟ 2" سر هم فرمودیم:
السلام و درود و باریکل
لای آن را می آورم این ور!
قطعه ات را جواب می گویم
قطعه در اختلاف دانش و زر
گویم از مرد پولداری که
سوی مکتب گسیل کرده پسر
دفتر مشق شب خریده براش
داده دستش دو دفتر دیگر
که پسر جان برو تعلم کن
که بود علم از طلا بهتر
علم اگر خوب و نغز آموزی
می روی تو کلاس بالا تر
کم کمک علم پولداری را
به بهانه ی علوم و فضل و هنر
یاد می گیری از معلم ها
یا پسرهای خوش پدر مادر!
و سپس مستقیم از مکتب
می روی سوی دکۀ زرگر
می کنی یک سلام و می شی نی
تا بگوید برات سرتاسر
از فنون بزرگی و خانی
از روش های کسب یک دلبر!
از فنونات(!) پول در کردن
وز هنرهای اخذ یک همسر
از روش های اختلاسیدن
و سواری گرفتن از هر خر!
مال مردم گرفتن و خوردن
و پریدن به کول یکدیگر!
و به هر حال از علومی که
گشته اند از طریق آن مهتر
...
و سرانجام آنقدر آنجا
می کنی از خودت هنرها در،
وانچنان مثل بچه زرگرها
نزد استاد می سفی(!) گوهر
تا بفهمی که توی این دنیا
"جور استاد به ز مهر پدر!"