(بخش اول)


درود!

چندی‌ست با گسترش رسانه‌ها و فضای مجازی، و البته اختلاط زبان گفتار و نوشتار، هر کسی هر طور دلش می‌خواهد و عشقش می‌کشد می‌نویسد. ازآدم‌های عادی گرفته تا شاعران و نویسندگانِ بعضاً بنام، شعرها و نوشته‌هاشان پر است از غلط‌های دستوری و املایی؛ از غلط نوشتن گرفته تا غلط گفتن و غلط کردن و غلط دادن و البته غلط رفتن! در همین فضای مبارک مجازی هم اتفاقاً صفحه‌هایی هست که تمام قواعد دستوری و شیوه‌های درست‌نویسی را به خوبی آموزش می‌دهد اما ظاهراً گوش کسی بدهکارشان نیست. ما ادبیاتی‌ها هم هر چه نقش «غلط‌گیر» را بازی می‌کنیم باز هم فایده‌ای ندارد!

به گمانم شعر از «سرمد هندی» باشد که گفته است:

«وعده های دلربای ماست سر تا پا غلط
نی غلط، آری غلط، امشب غلط، فردا غلط
نسخۀ آشفتۀ دیوان حال ما مپرس

خط غلط، معنی غلط، املا غلط، انشا غلط!»

به هر حال ازین غلط‌ها زیاد است؛ نمونه‌هایی را با هم می‌خوانیم:

«بالاخره» درست است، نه بلاخره.

وقتی کسی را تحسین می‌کنیم، «احسنت!» می‌گوییم نه احسن.

معمولاً عروس و داماد «ماه عسل» می‌روند نه ماحصل.

«راجع به» درست است، نه راجب!

«خواهشاً» و «گاهاً» و «ناچاراً» سه غلط زیادی‌اند!

کاربرد «دوئیّت» و «ایرانیّت» غلط است و دقیقاً عین «خریّت» است!

«بیفتد» و «بیندیشد» و «بیندازد» را به همین شکل باید نوشت، نه بیافتد و بیاندیشد و بیاندازد.

به پیر به پیغمبر قسم! «دردِ دل» درست است، نه درد و دل.

آنچه از قدیم بر روی زخم می‌گذاشته‌اند، «مرهم» است، نه مرحم.

واژه‌هایی مثل «گره» و «زره» و «مه» را به جهت خوانده شدن «ه» هنگام اضافه کردن به صورت گرهی و زرهی و مهی می‌نویسیم. پس اینکه برخی شاعران و نویسندگان گرامی به شکل «گره ای» و «زره ای» و «مه ای» می‌نگارند غلط است.

شما را به خدا «متشکرم» درست است نه مچکرم؛ اصلاً بفرمایید سپاس!

.

.

.